تعریف ایران و ایرانی بودن (پروین کشاورز)

پروین کشاورز

«ایرانیت» یعنی چه و چگونه تعریف کنیم. 

 در اینجا فهرست‌وار با یک مقدمه کوتاه به دو عامل اساسی اشاره می‌کنم.

 مقدمه

قبل از بررسی واژه «ایرانیت» می‌بایست در رابطه با موضوع اصلی که انسان است و هم چنین در زمینه علوم انسان‌شناسی توضیح کوتاهی داده شود.

(آنتروپولوژی= مردم‌ شناسی علم است و از این رو قادر به تعیین، پیش‌بینی و کنترل روابط پایدار بین نمودهای حوزه فرهنگ انسانی، تاریخی، جغرافیایی، بیولوژیک، محیط زیستی در جامعه بشری است).

هر انسان در هر کجای این کره خاکی و در هر جامعه بشری، قبل از همه پسوندها و پیشوندهای مرامی، اعتقاداتی و مکانی، انسان است. یک موجود زنده هوشمند که توانایی انتخاب مکان محیط زیستی و هم چنین انتخاب همزیستی با قبایل و همنوعان و شریک زندگی اجتماعی را (به دلیل امنیت حیاتی)  دارا باشد. این یک رفتار اولیه انسانی فراملّیتی، فراسیاسی و فرااعتقاداتی بوده و بر اساس همین رفتار جوهری، پایه تمدن‌های بشری ریخته شده است (در کجای این کره خاکی و با چه اداب و رسومی) و بنا بر این توضیح کوتاه، ایرانیت یک رابطه مستقیم جوهری دارد با دو عامل اساسی که اینجا توضیح خواهم داد (و همچنین می‌بایست از پیدایش و تعیین مرز های بین‌المللی و تمامیت ارضی صحبت بکنیم).

طرح و ارائه و انتخاب تعریف ایرانیت، به معنای ایرانیان برتر از انسان‌های دیگر و نژاد برتر نیست، بلکه صحبت از یکی از حوزه‌های بزرگ متمدن انسانیست، با ویژگی‌های خارق‌العاده، تاریخی، فرهنگی، هنری، و این ویژگی‌ها فقط مختص ایرانیان هم نیست، اما قابل ارزش‌گذاری و باز نگری است چون این خصوصیات می‌توانند در جهت دادن راه انسان ازخودبیگانه عصر کنونی، سهم بسیار بالایی داشته باشند.

بخش اول

برای یک تعریف جامع و کوتاه در رابطه با ایرانیت می‌بایست به دو اصل الزامی و اساسی و تعیین کننده اشاره نمود که عبارتند از:

1- عامل محیط زیستی و بیولوژیک حیات در ایران

2- عامل تاریخی، سیاسی، فرهنگی، هنری سرزمین ایران
۱- عوامل محیط زیستی ایران

آب و هوا= اقلیم

مکان= جغرافیا

زمان = تاریخ

و ارتباط این سه گزینه با هم:

الف- ارتباط آب و هوای اقلیمی با جغرافیا و مکان ( عوامل طبیعی بیابان‌زایی و تخریب انسانی )

ب- ارتباط تاریخ و زمان با جغرافیا و مکان (جابجایی اراضی کشور ایران با در نظر گرفتن جابجایی قدرت‌های غالب و مغلوب )

پ- ارتباط آب و هوایی اقلیمی با زمان و تاریخ (عوامل تغییرات محیط زیستی و اب و هوایی طبیعت در زمان و انتخاب محیط زیست مطلوب)

 

۲- عوامل سیاسی، فرهنگی، هنری سرزمین ایران که عبارتند از:

فرهنگ و هنر

دولت ها

زبان‌های گوناگون

و ارتباط این سه گزینه با هم:

الف- ارتباط فرهنگ و هنر با دولت‌ها (قابلیت آزادی جو حاکم و ارتباط مستقیم آن با پویایی هنری، فرهنگی )

ب- ارتباط تنوع زبان‌های گوناگون با فرهنگ و هنر (تنوع فولکلوریک در زمینه‌های مختلف هنری، ادبیات، رفتاری محیط زیستی)

پ- ارتباط دولت‌های حاکم با زبان‌ها (هر دولت حاکم با به رسمیت شمردن زبان قومی خود، التزاماً تحول و تغییراتی را در روند اجتماعی به وجود آورده است)

قابل تذکر: می‌بایست برای دو  عامل ثابت و شش عامل متغییر تعاریفی مشخص ارائه گردد که ایرانیت در ان تعریف می‌شود.

بخش دوم

دو عامل ثابت و شش عوامل متغیر در تشخیصِ هویت ایرانی:

دو عامل محیط زیستی، با سه زیر مجموعه (آب و هوا، مکان و زمان) و عاملِ سیاسی فرهنگی، با سه زیر مجموعه (زبان‌های گوناگون، فرهنگ و هنر و دولت‌ها) و ارتباط ارگانیک این دو عامل اساسی و مهم همانند کارت شناسایی هویت ایرانی، غیرقابل تفکیک و جدایی‌ناپذیر  هستند و بدون آنها، هویت ایرانی بی معنی می‌گردد.

یک نمودار جغرافیای مکانی و محیط زیستی که بر چرایی انتخاب این مکان مشخصِ اجداد ایرانی تاکید دارد.

یک نمودار سیاست و فرهنگ و زبان و دولت‌های متفاوت، که در مرحله اول بر انعطاف پذیری فرهنگی هنری و رفتاری ملت ایران در برابر قدرت‌های حاکم ایرانی تاکید می‌کند و در مرحله دوم بر انعطاف پذیر کردن قدرت‌ها و دولت‌های حاکم توسط تاثیر فرهنگ و هنر ملت ایران تاکید دارد.

توضیح کوتاه درباره سه تقاطع برشی زمان، مکان، آب و هوا و مخرج مشترک‌ آنها یعنی «خاک ایران»

۱- جابجایی ارضی توسط قدرت غالب

در تاریخ کشور ایران که همیشه زیر فشار ابرقدرت‌های سیاسی وقت قرار گرفته بود، مرز ها بر اساس نیروی ارتش‌های برتر و بر اساس تمامیت‌خواهی‌های قدرت‌ها، همیشه در حال جابجایی و تغییر بوده و مسلما این جابجایی بر  اساس دو عامل مکانی و زمانی در حال تحول بوده و مرزبندی‌های جغرافیایی تا زمانی که یک قدرت حاکم توانایی مقاومت مسلحانه در برابر قدرت‌های خارجی را داشته، مسلما مرزها بدون تغییر  پابرجا می‌مانده و به محض بر هم خوردن تعادل در منطقه، شاهد تعرضات دشمنان و باز جابجایی مرزهای ایران بر اساس توازن قدرت صورت می‌گرفته است.

۲- بیابان زایی طبیعت

جغرافیا ریشه در اولین هسته‌های پیدایش جوامع مدنی بشری داشته و فلات پهناور و طبیعت سرسخت ایران تقریبا در کمربند خشک زمین قرار گرفته به طوری که بارش متوسط سالیانه کنونی ۲۵۰ میلی‌متر و کمتر از یک سوم متوسط بارش کره زمین یعنی ۸۶۰ میلی‌متر بوده و به خاطر موقعیت جغرافیایی و کم آبی وخشک‌سالیِ و تغییر و تحول زمین، قسمت بزرگی از ایران همیشه رو به سوی خشک‌سالی داشته و این روند طبیعی به مرور زمان امکان زندگی را سخت‌تر کرده و می‌کند. متاسفانه بیابان‌زایی در قسمتی از  طبیعت ایران یک واقعیت سرسخت در حیات ایرانیان می‌باشد و  این پدیده رابطه مستقیم دارد با آب و هوا و جغرافیای کشور. دشت کویر و کویر لوت در وسعتی به مساحت ۳۶۰هزار کیلومتر مربع گستردگی دارد و متاسفانه ایران همراه با تحولات طبیعی کره زمین به سمت بیابان‌زائی می‌رود و تخریب انسانی هم در این بیابان‌زائی بی‌تاثیر نیست.

۳- حاصل‌خیزی و انتخاب مکانی

در تاریخ کهن ایران طبیعت نقش کلیدی بسیار زیادی را بازی کرده است و تعیین پایتخت و ارتباط آن با طبیعت حاصل‌خیز همیشه برای بقای دولت‌های مرکزی بسیار حائز اهمیت بوده است. بیشترین جنگ‌ها هم بر سر مناطق حاصل‌خیز در گرفته است. البته با نگاهی به تاریخ کهن ایران، مشاهده می‌کنیم که سابقه آبیاری در ایران از عمر خود تاریخ مدون ایران کهن‌تر است و به حدود ۳۵۰۰ سال پیش می‌رسد، اما با وجود این واقعیت جغرافیایی طبیعی، قدرت‌های مرکزی سعی بر گرفتن مناطق حاصل‌خیزتر می‌کرده و به همین خاطر رابطه مستقیم آب و هوا با جغرافیا یک رابطه غیر قابل گسستنی می‌باشد که همیشه در نظر حکام بوده است.

توضیح کوتاه درباره سه مقطعِ برشی نمودار های زبان‌های گوناگون، فرهنگ و هنر و دولت‌ها، و مخرجِ مشترک آنها یعنی «ایرانیت»

۱- تنوعِ فولکلوریک (قومی)

یکی دیگر از مقاطع برشی مهم بین عامل فرهنگی و هنری و تنوع زبان‌ها و لهجه‌های مختلف در کشور ایران ، تنوع فولکلوریک همراه با یک همبستگی ارگانیک بین قوم‌های مختلف و تشکیل دهنده ایران  می‌باشد. زبان‌های ایرانی یکی از شاخه‌های زبان هند و ایرانی و از خانواده بزرگ زبان‌های هند و  اروپایی می‌باشد. زبان‌های ایرانی یک ریشه مشترک باستانی دارند و به گویش‌های مختلف و هر گویش با لهجه‌های متفاوت صحبت می‌شود. این زبان‌ها از زبان آرامی باستان بسیار  وام گرفته‌اند.

بعضی از گویش‌های زبان ایرانی به خاطر تفاوت‌های ظاهری در نحوه استفاده از عبارات و ترکیب‌ها، امروزه خود به عنوان یک زبان نام برده می‌شوند.

منظور از «زبان‌های ایرانی» یا زبان‌های ایرانی‌تبار، گروهی از زبان‌ها است که همگی ریشه در یک زبان باستانی به نام زبان نیا-ایرانی داشته‌اند و به معنی زبان‌های مرتبط با واحد سیاسی کشور امروزی ایران نیست.

مهم‌ترین زبان‌ها و گویش‌های ایرانی امروز عبارتند از: فارسی (پارسی، دری، یا تاجیکی)، مازنی، کردی، پشتو، بلوچی، لری، لکی، زازاکی، گیلکی، تالشی، تاتی و آسی.

امروزه زبان‌های ایرانی بیشتر با خط‌های عربی، لاتین، و سیریلیک نوشته می‌شوند. زبان‌های ایرانی و زبان عربی و زبان‌های ترکی تاثیر متقابل بسیاری بر یکدیگر داشته‌اند. زبان‌های ایرانی بیشتر در کشورها و مناطق ایران، افغانستان، تاجیکستان، باختر پاکستان، کردستان ترکیه، کردستان عراق، و  بخش‌هایی از آسیای میانه و قفقاز رواج دارد.

سه زبان از زبان‌های ایرانی به عنوان زبان رسمی هم اکنون در چهار کشور به کار برده می‌شود. این زبان‌ها عبارتند از: فارسی در ایران و تاجیکستان، فارسی و پشتو در افغانستان، و کردی در عراق. زبان‌های ایرانی به سه دسته تقسیم می‌شوند:

زبان‌های ایرانی باستان

زبان‌های ایرانی میانه

زبان‌های ایرانی نو (شرقی و غربی)

این دسته‌بندی مطلقاً از لحاظ زمانی نیست، بلکه از نظر زبان‌شناسی نیز هست.مسلما با چنین تنوع ثروتمند ایرانی که هرکدام جداگانه فرهنگ ساخته‌اند، می‌توان دلیل توانگری و  توانایی فولکلور (قومی) کشور ایران را به خوبی درک کرد. به این ترتیب ارتباط مستقیم عامل زبان با عامل فرهنگ در ایران نشان‌دهنده هویت این مرز و بوم می‌باشد و از یکدیگر جدایی‌ناپذیر هستند.

۲- قابلیت آزادی جو حاکم

یکی دیگر از تقاطع برشی در ایران در نمودار دوم، رابطه مستقیم آزادی‌های اجتماعی مدنی با فرهنگ و هنر می‌باشد.  هر چه آزادی‌ها بیشتر، مسلما رشد فرهنگی و هنری بیشتر. توجه ایرانیان به هنر های بصری گویای این ارتباط مستقیم است  به طوری که وقتی ایران زیر سلطه استبداد بوده، هنر آبستره و انتزاعی و اعتراضی با مهارت چشمگیری خودنمایی می‌کرده و به عکس. با مطالعه هنرهای جنبش‌های اعتراضی می‌توانیم به خوبی از توان هنر ایرانی آگاه بشویم، مثلا انواع شعر و مینیاتور های زیبای ایرانی گنجینه های وصف ناشدنی  این توانایی‌ها می‌باشند.

۳- قدرت غالب قومی

یکی دیگر از تقاطع برشی در ایران در نمودار دوم، رابطه مستقیم زبان‌های گوناگون ایرانی با قدرت‌های غالب مرکزی می‌باشد.  این تغییر و تحول با قدرت مرکزی به رسمیت شناخته  می‌شده تا زمانی که جابجایی قدرت موجب به رسمیت شناخته شدن زبان دیگری شود.

در پرچم ایران، سبز نشانه خرمی طبیعت و دوستی، سپید نشانه صلح و آشتی و دوستی (بر گرفته از نشانه زرتشتیان)، و سرخ  نشانه خون جانباختگان ایران است.
هویت ایرانی

پرچم سه رنگ ایران

—————————————————————————

 برای تهیه این مقاله به مطالب زیر مراجعه شده است:

جغرافیای سیاسی اقوام ایرانی

زبان‌شناسی رقص‌های فولکلوریک

تیره‌ها و قوم‌های معروف ایرانی

چرا در هزار سال حکومت تُرکان در ایران فارسی زبان رایج بود

ایران بزرگ از سایت تاریخ ایران

رابطه تاریخ با جغرافیا از سایت ویستا

Scientific Research on the Aryans

[آنچه در «بحث و نظر همگانی» منتشر می‌شود، با هدف آشنایی کاربران با نظریه‌ها و مباحث گوناگون از زوایای مختلف در زمینه‌های مختلف سیاسی و اجتماعی است و الزاما بیانگر نظرات «همگرایی پایدار ایرانیان – همپا» نیست. جمع‌بندی‌های نظری «همگرایی پایدار ایرانیان» در «مفاهیم و تعاریف همپا» منتشر می‌شود.]

Share

دیدگاه شما

دیدگاه

Masud

Sustainable Convergence of Iranian BioClimatica Architettura - Architetto

کامنت‌ها بسته شده‌اند.