در دنیای قدرت و این به اصطلاح «سیاست» موجود، گاهی «سایه ها»، از «باعث و بانیِ خودِ سایه ها»، بیشتر دیده و مورد توجه قرار می گیرند. مسعود اسماعیلو

در دنیای قدرت و این به اصطلاح «سیاست» موجودِ امروزی، گاهی «سایه ها»، از «باعث و بانیِ خودِ سایه ها»، بیشتر دیده و مورد توجه قرار می گیرند، بنابراین «حقیقتِ نور و عواملی که باعثِ ایجادِ این سایه ها می شوند را دست کم نگیریم» (چه حقیقی و چه انتزاعی، چه سیاسی و چه روانی).

سایه ها و آنتروپی

این «ضابطه و قوانین نامرعی»، اما، سایه هایی، حقیقی، واقعی، و انتزاعی را هم رقم میزند.

در معماری و شهر سازی پایدار هم این «سایه ها» کاربرد بسیار مهم و مثبتی را دارا می باشند، اگر آگاهانه شناخته و مطالعه شده باشند. از آنجا که، گاهی این «سایه ها» می توانند بسیار و مفید باشند و اما گاهی هم به عنوان یک «آنتروپی»[۱] میتوانند بسیار مشکل ساز و ناپایدار باشند، در یک پراکرافی (نمادینی) در یک مقاله‌‌ایی طولانی از این «مهم» تحت عنوانِ «ترس و آنتروپی در طراحیِ معماری و شهر سازی» سخن گفته ام که آن قسمت را خیلی خلاصه در اینجا میآورم:

ﺗﺮس و آﻧﺘﺮوﭘﯽ در ﻃﺮاﺣﯽ ِ ﻣﻌﻤﺎری و ﺷﻬﺮﺳﺎزی

«ﯾﮏ ﻣﻌﻤﺎرِﺧﻮب و ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ ﭘﺬﯾﺮ، ﻣﯽ ﺑﺎﯾﺴﺖ ﺑﺮاﺳﺎس ﻧﮕﺎهِ ارزش ﻫﺎی ﻣﻌﻤﺎری ﭘﺎﯾﺪارِ ﻫﻢ آﻫﻨﮓ ﺑﺎ ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ، ﻧﺨﺴﺖ ﺑﯿﻦ «ﺗﺮس ﻫﺎی واﻗﻌﯽ و ﻏﯿﺮِواﻗﻌﯽ ِ اﻧﺘﺰاﻋﯽ ِ[۲]« ﻧﺎﺷﯽ از ﻧﺪاﻧﺴﺘﻦ ﻫﺎ و ﻣﺒﺎﻟﻐﻪ ﮐﺮدن و زﯾﺎده روی و زﯾﺎده ﺧﻮاﻫﯽ ﻫﺎ، و ﺳﭙﺲ، ﺑﯿﻦ «اﻣﻨﯿﺖ ِ ﺣﻘﯿﻘﯽ و اﻣﻨﯿﺖ ِ اﻧﺘﺰاﻋﯽ» ﺗﻔﺎوت ﻗﺎﺋﻞ ﺑﺸﻮد و ﻫﻢ ﭼﻨﺎن آن را ﺑﺮای ﺷﻬﺮوﻧﺪان و روﺷﻦ ﻓﮑﺮان ِ ﺟﺎﻣﻌﻪ، در ﻣﺮﺣﻠﻪ ی اول «ﺗﺌﻮرﯾﺰه» ﮐﺮده و ﺑﯿﺎن ﮐﻨﺪ و در ﻣﺮﺣﻠﻪ ی ﺑﻌﺪی «ﻃﺮاﺣﯽ و ﺗﺸﺮﯾﺢ» ﮐﻨﺪ و ورودِ ﺗﺮس ﻫﺎی ﻏﯿﺮواﻗﻌﯽ و اﻧﺘﺰاﻋﯽ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ و ﺷﻬﺮﻫﺎی اﯾﻦ «اﻧﺴﺎن ِ اﻣﺮوزی ِ در ﻣﺮﺣﻠﻪ ی ﻋﻤﻠﯽ ﺑﻪ اﺟﺮا ﺑﺮﺳﺎﻧﺪ، اﯾﻦ ﯾﮑﯽ از راه ﻫﺎی ﻣﺆﺛﺮ ﺑﺮای ﺟﻠﻮﮔﯿﺮی از ﻏﻮﻃﻪ ور شدن در واﻗﻌﯿﺖ ﻫﺎی ﺗﻠﺦِ ﻋﺼﺮِ ﺗﺨﺮﯾﺐ و ﻋﺼﺮِ دﻧﯿﺎی ِ ﻣﺠﺎزی ِ ﭘُﺮ از اﺑﻬﺎم و ﻓﺮﯾﺐ» اﺳﺖ. اﻧﺴﺎن ِ ﻣﻌﻤﺎر ﻣﯽ ﺑﺎﯾﺴﺖ از ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺎﯾﯽ و ﻫﻨﺮِ ﺳﺎﺧﺘﻦ اش ﺑﻬﺮه ﺑﺮده و درﺑﺮاﺑﺮ اﯾﻦ «ﻫﯿﻮﻻی ِ ﻓﺎﻗﺪ ِ وﺟﺪان ِ دﻧﯿﺎی ﻣﺠﺎزی ِ ﺑﺪل ﺳﺎزی ﻫﺎ» ﺑﺎﯾﺴﺘﺪ.

اگر این ترس های انتزاعیِ «پساامنیتی و غیرِ واقعی» ﺑﯿﺶ ﺗﺮ و بیشتر بگردند ﺑﺴﯿﺎر ﻣﺨﺮب، ﭘﺮﻫﺰﯾﻨﻪ و ﺑﺎﻋﺚ ِ واﮔﺮاﯾﯽ، اﻓﺴﺮدﮔﯽ و درﻧﻬﺎﯾﺖ ﺑﺎﻋﺚ ِ «تک‌روی یا تنهاگراییِ» بیش‌تر خواهند شد و به یک سندرومِ بیماریِ حقیقیِ «روانپریشیِ شهری» پاتولوژیکی تبدیل می گردند.

سایه آدمی و یک عنصر معماری بادگیر و تصورِ حرکت حلزونی افکار

——
[۱]- «آﻧﺘﺮوﭘﯽ»
ﻻزم ﺑﻪ ﺗﻮﺿﻴﺢ اﺳﺖ ﮐﻪ از دﻳﺪﮔﺎه ﺳﻴﺴﺘﻤﺎﺗﯿﮑﯽ، اﺣﺘﻤﺎل ﺗﺤﻮل ﺑﻪ ﻳﮏ «ﺣﺎﻟﺖ ِ ﺧﺎص» ﻳﺎ «ﻗﺎﻧﻮن ِ ﮐﻠﻰ» در ﻓﺮآﻳﻨﺪ ﺗﻐﻴﻴﺮ و ﺗﺤﻮل ﻫﺎ درﯾﮏ ﺳﻴﺴﺘﻢ ﻫﺎ وﺟﻮد دارد. ﺑﺪﻳﻦ ﻣﻌﻨﯩﺎ ﮐﻪ در ﮐﻠﻴﻪ ﺳﻴﺴﺘﻢ ﻫﺎ (اﻋﻢ از ﺳﻴﺴﺘﻢ ﻫﺎى ﻓﻴﺰﻳﮑﻲ- ﻣﮑﺎﻧﻴﮑﯽ ِ ﺳﻴﺴﺘﻢ ﻫﺎى زﻳﺴﺘﻰ ﺣﯿﺎﺗﯽ و ﻳﺎ ﺳﻴﺴﺘﻢ ﻫﺎى اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ و روانی)،اﺟﺰاء، ﻋﻨﺼﺮﻫﺎ، ﻣﻮاد و اﻧﺮژى ﻫﺎ، ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﻨﺪ ﺗﺪرﻳﺠﺎً ﺗﻐﻴﻴﺮ ﺷﮑﻞ و ﺗﻐﻴﻴﺮ ﺣﺎﻟﺖ ﺑﺪﻫﻨﺪ و ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻳﻞ ﺑﻪ ﺑﻰ ﻧﻈﻤﻲ، از ﻫﻢ ﭘﺎﺷﻴﺪﮔﻰ و ﺑﻰ ﺗﻌﺎدﻟﻲ، ﺑﻪ ﺳﻮى ﺗﻼﺷﻰ و ﻧﺎﺑﻮدى ﺣﺮﮐﺖ ﮐﻨﻨﺪ. اﻳﻦ ﺗﻤﺎﯾﻞ ﺑﻪ ﺧﺼﻠﺖ ﻋﺎم و ﻗﺎﻧﻮن ﮐﻠﻰ در ﺳﻴﺴﺘﻢ ﻫﺎ را «آﻧﺘﺮوﭘﻲ» ﻣﻰﮔﻮﻳﻨﺪ.
——
[۲] -« ترسِ واقعی و یا غیرِ واقعی».

«ﺗﺮس واﻗﻌﯽ ﯾﺎ ﻏﯿﺮ واﻗﻌﯽ» –
رﯾﺸﻪ ﯾﺎﺑﯽ ِ واژﻩ ﺗﺮس- رﯾﺸﻪ ﯾﺎﺑﯽ واژﻩ «ﺗﺮس» را ﻣﯽ ﺗﻮان در رﯾﺸﻪ ی ﻫﻨﺪ و اروﭘﺎﯾﯽ ﭘﺎت = (ﭘﺎﯾﻮ) ﮐﻪ در ﻟﻐﺖ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎی ﺿﺮﺑﻪ زدن و در «ﻣﻌﻨﺎی ﻣﺠﺎزی ﺗﺮس»، به معنای «اﯾﺠﺎد وﺣﺸﺖ اﺳﺖ». از اﯾﻦ رﯾﺸﻪ ﯾﻮﻧﺎﻧﯽ( παίω-ﭘﺎﯾﻮ ) = ﻣﻦ ﺿﺮﺑﻪ ﻣﯽ زﻧﻢ و ﺳﭙﺲ ﻻﺗﯿﻦ ) ﭘﺎﯾﻮ = pavor ﺗﺮس ، ﺗﺮس از ﻓﻌﻞ (paveo) قبل از (patveo ) = « من ﺿﺮﺑﻪ ﺧﻮرده ام ، ﻣﻦ اﻓﺴﺮده ﺷﺪه ام به معنای وسیعِ آن، یعنی «من می ترسم».
روان ﺷﻨﺎﺳﺎن اﺳﺘﺪﻻل ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﺗﺮس ﯾﮏ ﻟﺤﻈﻪ اﺣﺴﺎﺳﯽ ﺑﺴﯿﺎر ﻗﻮی و ﺷﺪﯾﺪ اﺳﺖ، و زﻣﺎﻧﯽ اﯾﺠﺎد ﻣﯽ ﺷﻮد ﮐﻪ اﺣﺴﺎس ﺧﻄﺮ ، »واﻗﻌﯽ ﯾﺎ ﻏﯿﺮ واﻗﻌﯽ«، وﺟﻮد داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ: اﯾﻦ ﯾﮑﯽ از إﺣﺴﺎس ﻫﺎی اوﻟﯿﻪ و اﺳﺎﺳﯽ ﻣﺸﺘﺮک ﺑﺮای اﻧﺴﺎن و ﺑﺴﯿﺎری از ﮔﻮﻧﻪ ﻫﺎی ﺟﺎﻧﻮری اﺳﺖ.
————-
نتیجه گیریِ‌ کوتاه اما پایدار، بر اساس داده ها:

در حال حاضر، در کنارِ یک گرایشِ همگرایانهِ پایدارِ ملّی و ایرانگرا، نخست در درونِ کشور و متعاقبا تاثیرِ جانبی‌ِ آن، در خارج از کشور، «سایه هایی، قدرت طلب، سیاسی‌نما و بیگانه پرست و تجزیه طلب» هم، در حال شکل گرفتن هستند که هم متعلق به طیفِ این «به اصطلاح سیاسیِ، نیرو های چپ» و هم متعلق به طیف این «به اصطلاح، نیروهای راست» می باشد.

آنتن های قویِ وجدانِ عمومی ملتِ ایران توانایی ثبت این امواج را دارد و بر ما معماران نهادهای مدنی‌ست که این گونه «سایه های مرموز را شناسایی کرده» و بدونِ ایجادِ تشنج های اجتماعی و دشمنی و تخریب، نخست، رو به ملت ایران و سپس رو به این گروه های قدرت طلب خانگی و یا بیگانه‌پرست و تجزیه طلب، مخصوصا قدرت های بیگانه، بنویسیم نو بگوییم که ما کاملا «بهوش هستیم» و با داده ها و ابزار پیشرفته تکنولوژیکی «مو را از ماست» بیرون می کشیم ، و توانایی  شناسایی و برملایی آنها را داریم. ما مردم ایران ، متعلق به هوش و ذکاوت اولین تمدن و فرهنگ روی زمین، خود را دست کم نگیریم، نه بر حسبِ «برتر ازانسان‌ های دیگر» ، بلکه برحسبِ اولین انسانهای متمدن بر روی این کره خاکی و دارای مکتب والای «خردگرایی و مهرِ» و حس داشتن تکالیف میهنی، جهانی و انسانی، برای جهانی انسانی‌تر، محیطِ زیستی بهتر و  انسان‌هایی مهربان تر با این فرشته های زمینی.

پاینده ایران و برقرار باد آشتی ملّی مردمان و وارثان این تمدن بزرگِ فرامرزی «فلات ایران» و  فراموش نکنیم که «کاشتن، بجای کُشتن» خردمندانه و فرازمانی‌ست.

مسعود اسماعیلو – ۹ جون ۲۰۲۵ میلادی

Share

دیدگاه شما

دیدگاه

Masud

Sustainable Convergence of Iranian BioClimatica Architettura - Architetto

کامنت‌ها بسته شده‌اند.