سقوطِ یک آرمان‌شهرِ ویران – (عمادِ‌گلیِ صرمی)

عمادگلیِ صرمیایران ۱۴۰۴، پایان چشم انداز ۲۰ ساله
این روزها که به انتخابات زودهنگام ریاست‌جمهوری منتهی شده است، روزهای ویژه‌ای است، الان سال ۱۴۰۳ و سال بعد ، ایران ، سال ۱۴۰۴ ست ، این نام برایتان آشنا نیست ؟ مدت ها بر سر زبان ها بود ولی چند سال اخیر کمتر آن را شنیده ایم .
اگر قانون بودجه را سند کوتاه‌مدت، برنامه‌ی توسعه را سند میان مدت و چشم انداز ۲۰ ساله را سند بلند مدت قلمداد کنیم . به راستی آیا جمهوری اسلامی بر مبنای ریل گذاری که خودش تعیین کرده است ، توانسته به موفقیت چشم گیری دست پیدا کند ؟
اگر سند چشم انداز ۲۰ ساله را نگاهی بیاندازیم به این عناوین بر می خوریم که هر کدام را به قدر توان تشریح می کنم :
جامعه ایرانی در افق این چشم‌انداز چنین ویژگی‌هایی خواهد داشت:
• «توسعه‌یافته، متناسب با مقتضیات فرهنگی، جغرافیایی و تاریخی خود و متکی بر اصول اخلاقی و ارزش‌های اسلامی، ملی و انقلابی با تأکید برمردم‌سالاری دینی، عدالت اجتماعی، آزادی‌های مشروع، حفظ کرامت و حقوق انسان‌ها و بهره‌مند از امنیت اجتماعی و قضایی».
در بند اول به توسعه‌یافتگی ایران اشاره می‌شود، آیا ایران امروز، کشوری توسعه‌یافته، درحال‌توسعه و یا توسعه‌نیافته است؟ آیا مردم ایران به رفاه نسبی رسیده‌اند؟ آیا مسکن، خوراک، وسایل نقلیه، پوشاک و… در حد استاندارد برای آحاد ملت فراهم شده است؟ آیا در زمینه ی درمان به کیفیت مطلوب رسیده ایم تا افراد به سفر یا مهاجرت درمانی وادار نشوند ؟
صحبت از مقتضیات فرهنگی می‌شود، آیا در ایران بعد از انقلاب به هویت ایرانی بها داده شده است؟ در عوض صحبت از هویت اسلامی شده است، اما باید پرسید، آیا امروز ما در جهان اسلام، الگو هستیم؟ توسعه‌یافته هستیم؟ یا ایران توانسته است در مقایسه با کشورهایی مانند قطر، امارات، عربستان، مالزی و… در بین مسلمانان جایگاه برتری را کسب کند؟
جغرافیای ایران در قلب خاورمیانه و در منطقه‌ی نفت‌خیزی جهان واقع شده است و ایران هیچ بهره‌ای از این موهبت الهی نبرده است. ایران می‌توانست نقشی همانند سوییس به‌عنوان کشوری مرضی‌الطرفین و یا قطب سوم در رهبری کشورهای عدم تعهد به بلوک شرق و غرب را داشته باشد که این آرزو با آرمان‌طلبی‌های بی جا و ترک‌تازی‌های نابخردانه، هرگز و هرگز محقق نشد .
و اما صحبت از تاریخ کمی طنز به نظر می‌رسد وقتی تنها تاریخ ایران به بعد از اسلام و حتی به آغاز جمهوری اسلامی خلاصه می‌شود دیگر چقدر تاریخ ایران مهم به نظر می‌رسد؟ لابد چنین توقع دارند که شخصیت‌های مهاجم عرب به ایران را به چشم بکشیم که البته همین رفتارها در ساخت سریال‌های تلویزیونی نظام دیده می‌شود که به مهاجمان به ایران و تاریخشان بها می‌دهند؛ ولی برای ملت مظلوم ایران و اسطوره‌هایش هیچ جایگاهی قایل نیستند.
در سند اشاره می شود «متکی بر اصول اخلاقی و ارزش‌های اسلامی، ملی و انقلابی» ، اگر ساده ترین مبناهای اخلاقی را در نظر بگیریم که عدم وجود دروغ و تهمت و … است ، وجود این مشکلات حتی در رفتارهای کاندیداهای انتخاباتی دیده می شود که نشان می دهد ، چشم انداز ۲۰ ساله نه برای مردم که حتی برای رفتار و اخلاق مسئولان هم راهگشا نبوده است . در ادامه ی سند که اشاره شده : « با تأکید برمردم‌سالاری دینی، عدالت اجتماعی، آزادی‌های مشروع، حفظ کرامت و حقوق انسان‌ها و بهره‌مند از امنیت اجتماعی و قضایی » که تقریبا هیچکدام از ارکان آن در سال های پیش جامه ی عمل نپوشیده است . مردم سالاری دینی که بنا به باور اندیشمندانی نوعی دمکراسی در پهنه ی سرزمینی ایران است آن طور که باید و شاید نتوانسته است ، نهادینه شود زیرا نهادهایی که نظارت استصوابی را پیاده می کنند ، ساده ترین اصل دمکراسی یعنی آزادی انتخاب شدن را نفی می کنند و حتی در بحث انتخاب هم سلامت انتخاباتی مانند ۸۸ زیر علامت سوال است . علاوه بر این هرگز رویکرد پلورالیسم و تکثر گرایی از سوی حاکمیت ارج نهاده نشده است .
در سند اشاره می شود ایران آینده ، «برخوردار از دانش پیشرفته، توانا در تولید علم و فناوری، متکی بر سهم برتر منابع انسانی و سرمایه ی اجتماعی در تولید ملی» خواهد بود .
آیا به‌راستی دروازه‌های دانش را برای ملت ایران گشوده‌اند؟ فرار مغزها از یک سمت و ساده‌ترین موضوع فیلترینگ اینترنتی، قصد حکومت را برای قطع شریان‌های ارتباطی ملت ایران با فضای علمی و بین‌المللی بیان می‌کند.
آیا اصلاً نگاه دانش‌بنیان بر ساختار حکمرانی وجود داشته است؟ به‌راستی چه میزان برای علم و دانش در سال‌های گذشته ارزش قائل بوده‌اند؟ آیا نگاهی همگرا برای جذب سرمایه‌ی اجتماعی وجود داشته است؟ یا تمام افراد و جریان‌ها را به تیر تهمت و وابستگی به غرب از مملکت رانده‌اند.
• در سند چنین باوری وجود دارد که ایران «امن، مستقل و مقتدر با سامان دفاعی مبتنی بر بازدارندگی همه‌جانبه و پیوستگی مردم و حکومت» باشد.
باید این سؤال مطرح شود که جمهوری اسلامی امنیت را چطور تعریف می‌کند؟ آیا امنیت را فقط در عرصه‌ی نظامی می‌بیند یا امنیت اقتصادی و… نیز در نگاه سردمداران نظام دیده می‌شود؟ اینکه دانشمندان هسته‌ای در وسط پایتخت ایران یعنی تهران ترور شوند چه امنیتی را می‌توان از سوی نظام برای ملت در نظر گرفت؟ جمهوری اسلامی با وجود حاشیه‌نشین‌ها در شهرهای بزرگ چه امنیتی را برای اقشار آسیب‌پذیر جامعه‌ی ایران، ایجاد کرده است؟ آیا ورود ایران به جنگ روسیه و اوکراین، نشانه‌ی استقلال ایران بود؟ که در نهایت فشار افکار عمومی بر ایران را سنگین‌تر از گذشته کرد؟
• در ادامه اشاره می شود : « برخوردار از سلامت، رفاه، امنیت غذایی، تأمین اجتماعی، فرصت‌های برابر، توزیع مناسب درآمد، نهاد مستحکم خانواده به دور از فقر، فساد، تبعیض و بهره‌مند از محیط‌زیست مطلوب».
نمونه‌ی ساده‌ی عدم موفقیت در این موضوع سفر ایرانیان برای درمان به خارج از کشور است، هر چند مسافران زیادی در طول سال برای درمان به ایران مسافرت می‌کنند؛ ولی سفر ایرانیان به خارج از کشور برای درمان کم نمی‌باشد. آیا فرصت‌های برابر وجود دارد؟ در شرایطی که آقایان و آقازاده‌ها بر سرتاسر اقتصاد و منافع و منابع کشور پنجه افکندند چطور می‌توان از توزیع مناسب درآمد و امکانات سخن به میان آورد؟ مشکلات نهاد خانواده که دیگر از استحکامی برخوردار نیست خود حدیث مفصلی است که در این سال‌ها با افزایش مشکلات اقتصادی، روانی، فرهنگی و… خانواده را از برخورداری از استانداردهای لازم محروم کرده است. بحث محیط‌زیست که سر درازی دارد، فعالان زیست‌محیطی را محاکمه می‌کنند که شما از غرب جیره و مواجب می‌گیرید و در عوض جمعی آزادانه به تاراج ثروت‌های ملی می‌پردازند.
• در سند به این نکته اشاره می شود : «فعال، مسئولیت‌پذیر، ایثارگر، مؤمن، رضایت‌مند، برخوردار از وجدان کاری، انضباط روحیه‌ی تعاون و سازگاری اجتماعی، متعهد به انقلاب و نظام اسلامی و شکوفایی ایران و مفتخر به ایرانی بودن»
فعال‌بودن یک کشور به استفاده‌ی مطلوب از ظرفیت جوان در مدیریت و اجرای پروژه‌ها بستگی دارد، نه اینکه افرادی در نظام با سنین بسیار بالا چندین شغل دارند و هنوز حریصانه برای دستیابی به شغل بیشتر تلاش می‌کنند. مسئولیت‌پذیری مولفه‌ای است که در هیچ‌کدام از ارکان نظام دیده نمی‌شود، چه از تخریب اقتصاد بر اثر چاپ بی‌رویه‌ی پول که تورم‌های تخریب‌کننده‌ای ایجاد کرد و چه رشد پایین اقتصادی که فاجعه‌ی امروز را رقم زده است. به‌راستی کدام یک از آرمان‌های انقلاب جامه‌ی عمل پوشیده است؟ آیا استقلال از قدرت‌های بزرگ غرب و شرق محقق شده است یا ما برای فرار از یکی به دیگری امتیازات دور از منطق می‌دهیم؟ اگر ایرانی بودن برای بخش بزرگی از جوانان مهم بود، شاهد تلاش برای مهاجرت و یا دریافت ملیت‌های بیگانه نبودیم. آزادی که شعار دیگر انقلاب بود در چه جایگاهی وجود دارد؟ به‌راستی می‌توان دیکتاتورها را آزادی‌خواه‌ترین انسان‌های جهان قلمداد کرد، آن‌ها آزادی‌خواه هستند با این تفاوت که با نگاهی تمامیت‌خواه، تمام آزادی را برای خود می‌خواهند و دیگران در نگاه آن‌ها هیچ حقی ندارند.
• در سند اشاره می شود : «دست‌یافته به جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در سطح منطقه آسیای جنوب غربی (شامل آسیای میانه، قفقاز، خاورمیانه و کشورهای همسایه) با تأکید بر جنبش نرم‌افزاری و تولید علم، رشد پرشتاب و مستمر اقتصادی، ارتقاء نسبی سطح درآمد سرانه و رسیدن به اشتغال کامل. »
با نگاهی ساده به اقتصاد کشورهای خاورمیانه چنین درمی‌یابیم که ارزش پول افغانستان تحت سیطره‌ی طالبان و عراقی که گرفتار بی‌نظمی است شرایط بهتری را از ما طی می‌کند، علاوه بر این کشورهای عربستان سعودی، قطر، امارات متحده عربی و… توانسته‌اند رفاه بیشتری را برای شهروندانشان ایجاد کنند. شرایطی در ایران رقم خورده است که برخی هم‌وطنان آرزوی بازگشت به زمان پهلوی را دارند و آرزوی اقتصاد دهه‌ی ۵۰ شمسی و یا حتی اقتصاد زمان رضاشاه پهلوی را در سر می‌پرورانند . بی مدیریتی در جمهوری اسلامی بلایی بر سر مردم آورده است که مردم آرزوی بازگشت به عقب را دارند .
• در بخشی از سند آمده است : «الهام‌بخش، فعال و مؤثر در جهان اسلام با تحکیم الگوی مردم‌سالاری دینی، توسعه کارآمد، جامعه ی اخلاقی، نواندیشی و پویایی فکری و اجتماعی، تأثیرگذار بر همگرایی اسلامی و منطقه‌ای براساس تعالیم اسلامی و اندیشه‌های امام خمینی (ره) »
مواضع محمد مرسی رییس جمهور سابق مصر که بعد از بهار عربی به قدرت رسید ، نشان از عدم الگو پذیری از حرکت انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی داشت که بیانگر این موضوع ست که ، جمهوری اسلامی ایران در هیچ جا و هیچ جا الگوی واقعی نبوده است ، وقتی هنوز بر سر بیداری اسلامی و بهار عربی شک وجود دارد . شاخص های مردم سالاری روزگاری را می گذراند که هنوز برای تایید صلاحیت کاندیداهای مجلس ، ریاست جمهوری و … دچار بحران هستیم و نظام پیوسته در پی دستچین کردن و صحنه آرایی می باشد و سهم قدرت به تمام آحاد ملت نمی رسد .
• در سند اینطور آمده : «دارای تعامل سازنده و مؤثر با جهان براساس اصول عزت، حکمت و مصلحت.»
واقعا چه تعاملی سازنده ای با جهان از سوی جمهوری اسلامی می تواند رقم بخورد ؟ وقتی در نمازهای جمعه بر خیل کثیری از مردم دنیا مرگ می فرستند و هیچ فرهنگ سازی برای ارتباط مثبت با جهانیان در نظر گرفته نمی شود و دنیا را فقط در طرفداران مشخص سیاسی تفکرات خویش خلاصه می کنند و دنیا فقط چین است و روسیه و .. در حقیقت جمهوری اسلامی که مدعی سیطره ی نگاه فقهی بر سیاست های خویش است ، امروز بیش از همه با سه کشور خدا ناباور کمونیست ، چین ، روسیه و کره شمالی ارتباط برقرار می کند که این تناقض آشکار خواهد بود .
جمهوری اسلامی فوق تخصص یک عمل را دارد و آن عدم تحقق آرمان هاست .مگر در سال های آغازین انقلاب ، شعار جنگ جنگ تا رفع فتنه در عالم ، مطرح نشده بود ؟ پس چه شد که به « راه قدس از کربلا می گذرد » تقلیل یافت ؟ «جنگ ، جنگ تا پیروزی» شعار بعدی بود که با عدم توفیق در عملیات ها به شعار « جنگ ، جنگ تا اولین پیروزی تقلیل یافت » و در نهایت به «قرار داد ۵۹۸ » مختوم شد که آیت الله خمینی از آن به عنوان «جام زهر» یاد کرد . این نمونه ای از شکست آرمان ها در دهه ی اول انقلاب بود که هزینه های سرسام آوری را بر جای گذاشت .
باید از سران نظام جمهوری اسلامی پرسید چه بلایی برسر مردم ایران آورده اید؟ ۴۶ سال از عمر نظام جمهوری اسلامی می گذرد و ما هنوز در الفبای توسعه باقی مانده ایم . رشد اقتصادی ، تورم ، بیکاری و … همه آمارهایی ست که فاجعه آمیز قلمداد می شود . در بحث آزادی های اجتماعی دچار مشکل هستیم ، وضع فاجعه آمیز اینترنت و فیلترینگ ، سرکوب های گسترده برای حجاب ، نشان می دهد که نسخه ی فرهنگی جمهوری اسلامی در بین آحاد ملت شکست خورده است . توجه داشته باشید که حتی افراد با حجاب با طرحی موسوم به حجاب مخالف هستند و نظام نه برای اصل قدسیت حجاب بلکه برای حفظ اقتدار مصنوعی خود بر اجرای آن تاکید می ورزد .
و مجموعه ی این ناکامی ها نه تنها باعث همگرایی نمی شود بلکه یک سیاست واگرا را از سوی حکومت دنبال می کند .
اگر آنچه در ذهن مبارزان انقلابی بود را یک آرمانشهر توصیف کنیم ، که در نگاه ملی که به آزادی و موازنه ی منفی باور داشتند ، در نگاه چپ به عدالت باور داشتند که هرکس به اندازه ی توانش کار کند و به اندازه ی نیازش برداشت کند که البته چیزی دور از دسترس بود و جمهوری اسلامی نتوانست حتی فرسنگ ها به آن نزدیک شود و در آخر ایده آل اسلامگرایان ، مدینه النبی که هرگز محقق نشد ، دیدگاه های ابوذر جای خود را به سیطره ی آقازاده ها داد ، جای صداقت را مصلحت گرفت و هزار و یک اصل اسلامی دیگر ، که علی (ع) در نهج البلاغه نسبت به آن هشدار داده بود مانند :
بپرهیز از خونها و خونریزیهاى بناحق. زیرا هیچ چیز، بیش از خونریزى بناحق، موجب کیفر خداوند نشود و بازخواستش را سبب نگردد و نعمتش را به زوال نکشد و رشته عمر را نبرد. خداوند سبحان، چون در روز حساب به داورى در میان مردم پردازد، نخستین داورى او در باره خونهایى است که مردم از یکدیگر ریخته اند. پس مباد که حکومت خود را با ریختن خون حرام تقویت کنى، زیرا ریختن چنان خونى نه تنها حکومت را ناتوان و سست سازد، بلکه آن را از میان برمى دارد یا به دیگران مى سپارد. اگر مرتکب قتل عمدى شوى، نه در برابر خدا معذورى، نه در برابر من، زیرا قتل عمد موجب قصاص مى شود.
که سنگ فرش خیابان ها هنوز از خون جوانان ایران رنگین است و این هم محقق نشد و جمهوری اسلامی بعد از سال ها با سقوط یک آرمانشهر ویران مواجه ست ، و هم تاریخ را باخته ، هم اقتصاد را ، هم آزادی را ، هم دمکراسی را ، هم فرهنگ را و هیچ توفیقی محقق نشده است . به امید ایرانی آزاد با روحیه ی ایرانی و ملتی سربلند …

عماد گلی صرمی

emadgoli@gmail.com

Share

دیدگاه شما

دیدگاه

Masud

Sustainable Convergence of Iranian BioClimatica Architettura - Architetto

کامنت‌ها بسته شده‌اند.